ترانه های خیام

ترانه های خیام

Rate this post


 

 

کتاب ترانه های خیام ، کتابی است به قلم صادق هدایت.این کتاب ، نخست بار در سال ۱۳۱۲ به طبع رسید.

صادق هدایت در این کتاب در پی آن بوده است که  اشعاری را که با وثاقت بالا قابل انتساب به خیام هستند، جمع آوری کند. او برای این کار در یک مقدمه نسبتا معقول به توضیح روش و ادله خود در کشف اشعار خیام می پردازد و در این مسیر اشعاری را که دیگران در طول تاریخ به خیام منتسب ساخته اند تا حدود زیادی این انتساب را مردود می شمارد.

به زعم هدایت خیام در قرن پنجم یا ششم هجری قمری می زیسته است.

با خوانش این مقدمه مشخص می گردد که اشعاری که بنا به ادعا از خیام بر جای مانده است همگی در واقع از خیام نیست. فیتز جرالد مترجم انگلیسی خیام و نظامی عروضی و نجم الدین شیرازی مولف کتاب مرصاد العباد و… از جمله اشخاصی هستند که از مسلک و اشعار خیام سخن گفته اند.

اما هدایت از میان کتب و مولفان مذکور غالبا قضاوت های ایشان از مسلک و افکار و اشعار انتسابی به خیام را پذیرفتنی نمی بیند.

در مورد خیام قضاوتهای متضادی وجود دارد ، اینکه آیا شخصی مذهبی و صوفی منش بوده است یا آنکه لامذهبی ؟ هدایت ، خود ، صوفی مسلک دانستن خیام را خطا می داند و دلیل این گفته او مضمون اشعاری است که بلاشک سراییده خیام است.

هدایت اما روایت مرصاد العباد از خیام را معتبر می داند ، آنجا که مولف مرصادالعباد چنین می نویسد :

… که ثمره نظر ایمانست و ثمره قدم عرفان. فلسفی و دهری و طبایعی از این دومقام محرومند وسرگشته و گم گشته اند.یکی از آن فضلا که بنزد نابینایان بفضل و حکمت و کیاست معروف مشهور است و آن عمر خیام است ، از غایت حیرت و ضلالت این بیت را می گوید

در دایره ای کامدن و رفتن ماست،/   آن را نه بدایت ، نه نهایت پیداست،

کس می زند دمی درین عالم راست،/ کین آمدن از کجا و رفتن بکجاست،

—-

دارنده چه ترکیب طبایع آراست،/ باز از چه سبب فکدنش اندر کم و کاست؟

گر زشت آمد این صور، عیب کراست؟/ور نیک آمد، خرابی از بهر چه خواست ؟

 

هدایت با این گفته های نجم الدین شیرازی که نزدیک ترین فرد به زمانه خیام است نتیجه می گیرد که خیام بدون تردید صوفی مذهب نبوده و بل به استناد اشعارش افکاری اگزیستانسیال ، لامذهب و طبیعت گرا داشته است.

پس از این مقدمه خیام در دو فصل مجزا با عناوین خیام فیلسوف و خیام شاعر ،  به وجوع شاعرانگی و فلسفی نگری خیام نظری می اندازد.

با خواندن این کتاب جدای از افکار و اشعار خیام ، شیفتگی هدایت به خیام را ضمنا برداشت خواهید کرد.

برای من خواندن این کتاب یعنی تحسین ذکاوت و قوت قلم نویسنده برجسته ای همچون صادق هدایت و حظ بردن از افکار و اشعار خیام.

به دوستانی که پیش از این اشعاری از خیام را شنیده و غنای محتوا و روح فلسفی و پرسشگر خیام به جانشان نشسته است ، توصیه می کنم این کتاب را بخوانند.

آوردن همه اشعار خیام در اینجا نه آسان است و نه درست چرا که با گزارش مختصری که فوقا داشتم نمی خواهم لذت خواندن این کتاب را از دست بدهید. با اینحال چند رباعی از خیام و عناوینی که هدایت برای طبقه بندی اشعار خیام بکاربرده است را ذکر می کنم.

طبقه بندی عنوانی اشعار خیام که مبتنی بر نوع پرسشی است که خیام در دل رباعیات خود مطرح کرده است.

راز آفرینش

درد زندگی

از ازل نوشته

گردش دوران

ذرات گردنده

هرچه باداباد

هیچ است

دم را در یابیم

——————————————-

نیکی و بدی که در نهاد بشر است

شادی و غمی که در قضا و قدر است

با چرخ مکن حواله که اندر ره عقل

چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است

——————————————-

یک چند به کودکی به استاد شدیم

یک چند ز استادی خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که ما را چه رسید

چون آب بر آمدیم و بر آب شدیم

————————————————-

شادی بطلب که حاصل عمر دمی است

هر ذره زخاک کیقبادی و جمی است

احوال جهان و اصل این عمر که هست

خوابی و خیالی و فریبی و دمی است

 

و…

نکته دیگر این است که اگر اشعار خیام را بشنوید و با تصدیق هدایت  ، شاعرانی همچون حافظ شیرازی به جد از تفکر خیام تاثیر پذیرفته اند اما به گفته هدایت جسارتی همچون خیام در بیان صریح تفکر انتقادی خود را نداشته اند.

 

خلاصه کلام آنکه فارغ از موافقان و مخالفان اندیشه خیام در عصر خود و پس از آن ، خیام در خرق کلیشه های فکری عصر خود منطق دقیقی داشته است. خیام شاعر ، منجم، ریاضی دانی صاحب تفکر انتقادی و با اندیشه زیست با عنصر نشاط و شادی و…

شاید با خواندن اشعار خیام ، روح معناجوی زندگی در اشعار او یافت شود.

یک توصیه ، با وجود خواندنی بود اشعار خیام اگر چندان حوصله تردید در برخی عقیده ها را ندارید اشعار این شاعر متفکر بزرگ را نچشید.

چند مطلب دیگر که بی ارتباط با این مطالب نیست :

 

سهم آلبر کامو در تلاش برای فهمیدن : معنای زندگی و تصمیم انسان در دو نقطه متضاد

 

داستان کوتاه شنل گوگول; شاید، روایتی از ناپایداری و نااطمینانی در حیات انسان

دیونه کیه عاقل کیه جونور کامل کیه ؟ حیرت فلسفی حسین پناهی

 

 

 

 

 

دیدگاه ها

  1. پریشانی

    نیکی و بدی که در نهاد بشر است

    شادی و غمی که در قضا و قدر است

    با چرخ مکن حواله که اندر ره عقل

    چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است

    سلام
    ممنون بابت پست و اطلاعاتی که به اشتراک گذاشتین
    این دو بیت شعر رو خیلی شنیده بودم 🙂

    1. نویسنده
      پست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *