داستان کوتاه شنل گوگول; شاید، روایتی از ناپایداری و نااطمینانی در حیات انسان

داستان کوتاه شنل گوگول; شاید، روایتی از ناپایداری و نااطمینانی در حیات انسان

۵ (۱۰۰%) ۲ votes


 

 

 

اگر شما هم اشتیاق زیادی به مطالعه رمان های معروف به ویژه رمان های خارجی داشته باشید; احتمالا مطالعه آثار نویسندگان بزرگ ادبیات روسی هم در لیست مطالعه شما قرار داشته باشند مثل تولستوی و داستایوسکی و…

حال اگر شما هم با داستان کوتاهی مواجه شوید که داستایوسکی آن را با عبارت ویژه ای توصیف کرده باشد، علاقه مند می شوید که بلاخره این داستان کوتاه را بخوانید.

نیکولای گوگول روسی از خود چند داستان کوتاه معروف با نام های قمار باز ،انتقام موحش ،شنل، بازار مکاره و… از خود بجای گذاشته است. اما گویا معروف ترین داستان کوتاه او همان شنل باشد.

همه ما از شنل نیکولای گوگول بر آمده ایم . داستایوسکی

احتمالا با مطالعه این داستان کوتاه ظاهرا این توصیف داستایوسکی را کمی مبالغه آمیز دریابید. اما بیایید تا پیش از مطالعه نسبی اغلب آثار بزرگ به ویژه آثار نویسندگان روس ، این عبارت را به اعتبار او از او بپذیریم.

با اینحال اگر منصفانه به محتوا و حجم کوتاه این داستان نظری بی اندازیم ،می فهمیم که گنجاندن داستانی علی الظاهر ساده در در چند خط صرفا یک برداشت سطحی است. در پس ظاهر داستان شنل محتوا و بینش و درکی قوی از ذات وخصایص جدانشدنی حیات انسانی قرار دارد.

شنل، داستان مستخدم یکی از ادارات روسیه با نام آکاکی آکاکیوچ است. شغل آکاکی ، پاکنویسی نامه ها و متون اداری است. او مستخدمی بسیار پایین رتبه است ، ظاهری ساده دارد و ژنده پوش است. او گرچه سمت به خصوصی در اداره محل کارش ندارد، گویا زیرکی دیگران هم ندارد که برای خود به هر تدبیر یا حیلتی که شده ترفیعی در مقام بگیرد یا خود را طور دیگری جلوه دهد.او مصداقی از آنهایی است که با دیگران کاری ندارد و سرش به کار خودش گرم است اما بهانه ای است برای وقت گذرانی انسانهای بیهوده هوده نما.

او انسانی است که غلی رغم شغلی پایین رتبه ، شرافت والایی دارد ، او آزاری برای دیگران ندارد اما مورد تمسخر و اذیت همکارانش قرار می گیرد، در نهایت استیصال از رفتارهای رنج آور همکارانش صرفا به گفتن اینکه (( بسته دیگر چرا مرا اذیت می کنید )) بسنده می کند.

اما اصل داستان:

روزی بلاخره شنل قدیمی آکاکی فرسوده می شود وتلاش او برای متقاعد کردن خیاط برای وصل پینه کردن شنل قدیمی کارگر نمی افتد و در نهایت ناداری و نادیده گرفته شدن توسط انسانهای توانگر اطراف خود بلاخره متقاعد می شود که بیشتر و بیشتر از همیشه پاکنویسی کند و با پس اندازکردن بلاخره به آرزوی خود یعنی یک شنل جدید برسد.

تصور نکنید این شنل جدید حکم پوششی گرم در زمستان سرد را دارد، رسیدن به شنل برای او یعنی بیشتر دیده شدن و تحویل گرفته شدن توسط مردم اطرافش است ، شنل و لباس و ظاهر جدید برای او یعنی مرتبتی جدید.

او بلاخره به آرزوی خود می رسد اما حیات انسان روی دیگرش برای او نشان می دهد. روزی که با طیب خاطر از شنل جدید در حال عبور از خیابان است ، سارق به شنل این آکاکی نادار مفلوک رحم نمی کند و ور می دارد و می رود و حال این آکاکی است که در نهایت با افسردگی تمام بلاخره جانش را از داغ شنل خود از دست می دهد.

شنل روایت تمام ناپایداری ها و نا اطمینانی های یاس آور زندگی انسان است.

شنل افشای حقیقتی مستور در هر لحظه زندگی هر انسانی است.

شنل یعنی همان فقدان پس از وصال  است.

شنل یعنی علی رغم تمامی تلاش هایی که ممکن است برای زندگی خودت کرده باشی هیچ اطمینانی نیست که پس از رسیدن به مقصود خود چه بلا و مصیبتی یقه ات کند.

شنل یعنی همه بلاهای طبیعی و انسانی و … که در کمین زندگی انسانهای غافل از همه جا و همه کس است.

داستان شنل پوزخندی است به همه امیدها ، آرزوها و کوشش های انسانها ،…

بله این حقیقتی است کتمان نشدنی که هیچ انسانی نمی داند که در هر لحظه چه اتفاقاتی در کمین او نشسته است. با اینحال تا پیش از رو شدن همه اتفاقاتی که ما از پیش از آنها بی خبریم بهتر است تمامی تلاش خودمان برای لذت بردن از زندگی را داشته باشیم.

پطرسبورگ بی او ماند.گویی اصلا آکاکی آکاکیوچ وجود نداشته….

یک آن فقط یک روشنایی ضعیفی به شکل شنل داخل زندگی تاریک او گردید، بعد بدبختی به کلی او را در آغوش گرفت و دیگر او را رها نکرد.

 

 

 

دیدگاه ها

  1. Pingback: ترانه های خیام – سایت شخصی وحید نصیری

  2. Pingback: سه ارزش آلی معنا بخش به زندگی در نظام فکری ویکتور فرانکل ( لوگوتراپی) - سایت شخصی وحید نصیری

    1. نویسنده
      پست
      وحید نصیری

      احسان عزیز
      ممنونم از نظرت ، امیدوارم باز به اینجا سر بزنی و بتونم بازخوردهای مثبت و منفی رو از اهل مطالعه بگیرم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *