سهم آلبر کامو در تلاش برای فهمیدن : معنای زندگی و تصمیم انسان در دو نقطه متضاد

سهم آلبر کامو در تلاش برای فهمیدن : معنای زندگی و تصمیم انسان در دو نقطه متضاد

۵ (۱۰۰%) ۱ vote


 

 

 

اگر کتاب خوان هستید و علاقه ای به خواندن کتاب های کامو دارید شاید خواندن چند خط زیر شما را مصمم یا منصرف از این تصمیم کند، این را در نظر داشته باشید که به ویژه در قلمرو کتاب های زندگی تمامی آنچه را که یک نویسنده جرات کرده و نوشته لزوما مبین یک حقیقت نیست و بلکه باید به اندیشه و تامل در عقاید او در سنجه با افکار دیگران و خود بشینیم و چه بسا هر کتاب و اندیشه ای در خور اعتنا نباشد.

خواندن کتاب های آلبر کامو چندان راحت نیست ولی چه کنیم که نمی شود در مقابل وسوسه شیرین خواندن معروف ترین کتاب های سراسر تاریخ از گذشته تا حال مقاومت کرد. اما انصافا آلبر کامو دیگر حد سخت نویسی را گذرانده و رحمی به خواننده انش نکرده.

گاهی مطلب سخت فهم است و گاه نوع نگارش نویسنده و گاه هر دو ، کتاب های کامو از طاعون تا افسانه سیزیف و انسان طاغی اش و مابقی کتابهایش جدا نگارشی نسبتا دشوار فهم دارد.

اولین کتابی که با هر ضرب و زوری از کامو خواندم و به پایان رساندم، طاعون بود. انصافا آن زمان که خواندم چندان سن کمی نداشتم ( ۱۸ سالگی ) ولی خب برای کسی که در شروع زندگی کتاب خوانی است چندان گزینه مناسبی نبود.

چند ماه پیش کتاب انسان طاغی او را خواندم و به جز قسمتی از حرفهایش که فهمیدن منظورش راحت نبود از خواندنش لذت بردم.اما امروز کتاب افسانه سیزیف را تمام کردم.

از آنجایی که دوست دارم بعدها با مطالعه بیشتر و با فهمیدن بیشتر کامو، گزارش بهتری از او ارائه دهم در اینجا اکتفا می کنم به یک چند خلاصه گفتن از آنچه که فکر می کنم کامو در تلاش برای تبیین آن بوده و همچنین نوشتن چند خط از کتاب افسانه سیزیف او.

در اروپای عصر رنسانس به بعد و با افول تدریجی الهیات مسیحی و حکومت های اشرافی مدعی حاکمیت الهی بر فرمانبرداران و در عوض رواج بیشتر اندیشه های عصر روشنگری و شکاکیت های جدید به قلم فلاسفه مختلف سرتاسر اروپا و با شکل گرفتن اندیشه های فردگرایی و … دیگر انسان عصر جدید بسان انسان سنتی قرون وسطی و مابقل آن فکر نمی کرد و مانند آن دوران ها نمی زیست.

با چشم فروبستن از آسمان و پیدا کردن راههای سیطره بر طبیعت ، انسان فرمانبر دیروز به خود آیینی جدید متحول شد.انسان عصر جدید اروپا با غروری که ناشی ازچند پیروزی در عرصه اندیشه و عمل یافته بود. در صدد آن بر آمد که زندگی را آنگونه که خود می فهمد بسازد. اما به بلای جدیدی دچار شد.

انسانی که معنا را از دست داده بود و خودآیین شده بود  به اندیشه ای خطرناک دچار شد و دیگر از قبل راحتتر می توانست دیگران و خود را به کام مرگ بکشاند. چنین بود که برای انقلابیون مختلف اروپایی ( فرانسه و روسیه و…) کشتن برای از نو ساختن خود معنایی جدید بود.

آنچه را که سهم و تلاش کامو از فهمیدن می دانم این است که او نه در تلاش برای ترویج اندیشه ای جدید و یا تقویت اندیشه ای کهن در فلسفه ( شاخه های مختلف آن) و علم بود بلکه در تلاش برای فهم پاسخ این سوال بود که اگر حقیقت آن است یا آن باشد که خلقت و انسان پوچ است و دیگر هیچ فلسفه  و یا الهیات و علمی قادر به کشف حقایق ازلی و ابدی نیست و انسان خود موجودی بیگانه در آفرینشی نامفهوم و بیهوده است در اینصورت زیستن انسان دیگر چه معنا دارد؟

اینکه کامو در نهایت به پاسخ سوال خود رسید و از این دنیا رفت را نمی دانم ، اما می دانم سوالی که فکرش را مشغول داشت، مسئله ای است به شدت در خور اعتنا.

با فهمی که با خواندن معدود آثار او داشتم ، او نه زیستن ساده لوحانه را می پسندیده و نه خودکشی ( البته به تصریح کامو منظور او از خودکشی، خودکشی انسانهایی که از سر عشق ، بازی ، شکم سیری و … زندگی را به فنا می دهند نیست) یا دیگرکشی دیگران را تایید می کرده.

چند خط از افسانه سیزیف او :

…گفتم که دنیا پوچ است و زیادی تند رفتم. به طور کلی آنچه می توانم بگویم این است که دنیا مطابق حق و صواب و عقل نیست…

…زندگی زیر آسمان خفقان آور مستلزم آن است که یا از آن خارج شد یا در آن باقی ماند.موضوع دانستن آن است که در صورت اول چگونه باید از آن خارج شد و در ثانی ( صورت دوم)‌ چگونه باید در آنجا باقی ماند…

…پژوهش آنچه واقعی است با آنچه دلخواه است فرق دارد. اگر برای گریز از سوال دلهره آور : (( پس زندگی چه خواهد شد؟)) باید تسلیم فریب شد و با سرخ گلهای خیالی تغذیه کرد ، در اینصورت روح پوچ ترجیح می دهد که جواب کیرکگارد را که ((نومیدی)) است بپذیرد…

…من نمی دانم این دنیا معنایی را که از او تجاوز( احتمالا منظورش ستم ها وبلایای طبیعی و… است) آشکار است، دارد یا نه. اما می دانم که این معنی را نمی شناسم و شناختنش از برای من محال است…

 

 

 

دیدگاه ها

  1. زینب رمضانی

    سلام آقای نصیری.
    یه مشکلی توی سایتتون وجود داره که فکر کردم باید بدونین.
    کامنت گذاشتن براتون خیلی سخته. من همین چند دقیقه پیش یه کامنت رو شصت بار سند کردم ولی باز ارور داد. این پلاگین verification خیلی پلاگین بدیه. اگه غیرفعالش کنین هم خدا رو خوش میاد هم خلق خدا(یعنی من!) رو.
    کلا خیلی اذیت می‌کنه. چندین بار کامنت گذاشتم ولی از سد این پلاگین نگذشته و اکسپایر شده.

    یه چیز دیگه هم هست درمورد قالب.
    از همیار وردپرس میتونین قالب های خوبی دانلود کنین. رایگان هم هستن. اگر قالب منو دوست دارین اسمش DARA هست. قالب های دیگه‌ای هم هست. نصبش هم زیر ده دقیقه طول می‌کشه. قالبتون خوب نیست متاسفانه. حیفه شما اینقدر خوب می‌نویسین ظاهر سایتتون خوب نباشه. منم البته اوایل در این دام‌ها افتاده بودم که بهم تذکر دادن و رفع شد.

    درضمن آدرس ایمیل اون بالا هم اشتباهه. فرم تماس هم کار نمی‌کنه.

    وای چقدر نوشتم.
    شاد باشید

    1. نویسنده
      پست
      وحید نصیری

      زینب رمضانی عزیز سلام
      واقعا اینکه وقت می گذاری و کامنت می نویسی و مضافا گزارشی از وضع اسفناک فنی سایت به من می دهی بی اندازه ارزشمند است و بابت این از شما ممنونم
      راستش را بخواهی این چند وقت همراه باهم باید کارهایی انجام دهم که چندان هم مدیریت زمان مناسبی هم برایشان ندارم از پایان نامه و ترجمه و مطالعه کتاب های علوم انسانی و … تا همین سایت و…
      در نتیجه علی رغم علم به ایرادات قالب سایت نمی دانم چرا همش پشت گوش میاندازم ولی این سری واقعا این مشکل را حل می کنم و البته شدیدا تصور می کنم یکی از دلایل کم بودن کامنتها همین معضلات باشه.
      سپاس

  2. Pingback: ترانه های خیام – سایت شخصی وحید نصیری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *