فرهنگ مختصر کلمات; راهی برای اطلاع از تصور طرفین یک رابطه (دوستی و…) از مفاهیم مختلف

فرهنگ مختصر کلمات; راهی برای اطلاع از تصور طرفین یک رابطه (دوستی و…) از مفاهیم مختلف

Rate this post


 

 

 

چند وقت پیش رمان معروف (( بارهستی )) از نویسنده معروف صربستانی میلان کوندرا را مطالعه کردم و لذت بردم.این کتاب انقدر قوت و لذت داشت که قانع شوم که آثار دیگر کوندرا از جمله جادوانگی را سرفرصت بخوانم.

حقیقتش را بخواهید این کتاب آنقدر خواندنی بود و جملات تامل برانگیز داشت که وسوسه ام کرده یک نوشته جداگانه برای معرفی مختصر این کتاب اختصاص دهم. با اینحال در این کتاب در جایی نویسنده شیوه ای نو برای بیان تصورات طرفین یک رابطه نسبتا دوستانه و یا شاید عاطفی، در دل داستان بکار می بندد.

نویسنده با ابتکاری جالب یک گفت و گو غیر مستقیم میان سابرینا و فرانز ( طرفین رابطه گفته شده) به راه می اندازد ان هم تحت عنوان فرهنگ مختصر کلمات نامفهوم.

چرا نامفهوم ؟ به نظرم می رسد دلیلش این باشد که نویسنده این شیوه را برای اندیشیدن و بیان عقاید این گفت وگو در خصوص مفاهیمی استفاده می کند که تمامی انسانها لزوما مدل ذهنی یکسانی نسبت به آنها نباشند.

درنظر داشته باشید که نویسنده در تمامی داستان که ظاهری عاشقانه است در ورای این ظاهر در پی بیان مدل ذهنی خود نسبت به مفاهیم همچون مرگ و عشق و… است و چون کوندرا ظاهرا یک نویسنده رمان نویس عشقی نیست. از قدرت رمان برای بیان عقاید خود از فلسفه هستی نگر و فضای سیاسی و اجتماعی استفاده می کند.

در فرهنگ مختصر کلمات نامفهوم کوندرا از معنای زن در نگاه سابرینا می آغازد :

زن

سابینا زن بودن را حالت و وضعیتی می داند که خود انتخاب نکرده است و می گوید چیزی را که نتیجه یک ((انتخاب )) نیست نمی توان شایستگی و ناکامی تلقی کرد. …

به نظرش عصیان در برابر این واقعیت که زن زاده شده است، به اندازه افتخار به زن بودن ابلهانه است.

وفا و خیانت

مادرش را از کودکی تا لحظه ای که به گورستان مشایعت کرد، دوست می داشت و خاطراتش از مهر او آکنده شده بود.خاطرات مادر این اندیشه را در ذهن او جایگزین کرده بود که : (( وفا از والاترین پارسایی هاست که به زندگی ما وحدت می بخشد، و بدون آن زندگی ما به صورت هزاران احساس ناپایدار پراکنده می شود.))

… خیانت کردن از صف خارج شدن و به سوی نامعلوم رفتن است. سابینا هیچ چیز را زیباتر از به سوی نامعلوم رفتن نمی داند.

موسیقی

به نظر فرانز موسیقی هنری است که بیش از همه هنرها به ….

خلاصه اینکه همینطور که می بینید نویسنده با آوردن یک سری الفاظ معانی نهفته در آنها را از منظر فرانز و سابینا بیان می کند و با هم رویکرد واحدی ندارند.

با اینحال نویسنده ناخواسته روشی جالب برای پیدا کردن رویکرد طرفین یک رابطه  اعم از دوستی ، شغلی ، عاطفی و… به مفاهیم مختلف را به ما نشان می دهد.

بد نیست که بدانیم که اگر این فرهنگ مختصر کلمات مکتوب باشد و نیز صادقانه هم، در اینصورت احتمالا حداقل برای شخصیت شناسان شیوه ای جالب برای ارزیابی شخصیت باشد.

گرچه چنین استفاده ای مفید است اما این روش واقعا می تواند در عین اختصار نشان بدهد که طرفین یک رابطه چه میزان در مقوله ای نگاهی متفاوت و یا مشابهی دارند و مضافا اینکه رویکرد هر شخصی نسبت به هر مفهومی فارغ از اینکه چه توصیفی از شخصیت او ارائه می دهد، نشان می دهد که طرفین چقدر نگاهشان عمیق است و قدرت تفکر آنها و تجارب شان چقدر ارزنده است و…

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *