نوع اندیشه برای حفظ آرامش در مصائب و دشواری ها

نوع اندیشه برای حفظ آرامش در مصائب و دشواری ها

۴ (۸۰%) ۵ votes


 

 

شاید کمتر انسانی باشد که در مقطعی از زمان یا دائماً دشواری زندگی و طعم تلخ حوادث بد ، نا امیدی و ناشادمانی را نچشیده باشد.

واقعا راهی برای استوار ماندن و شادمانه زیستن و دفع رنج در چنین شرایطی وجود دارد ؟

خود من شهامت دادن توصیه ای در این مورد ندارم چرا که خود من در جست وجوی راهی برای آرامش در چنین شرایطی هستم و قطعا فرد فرد انسانها به دلایل مختلف آستانه بردباری و خونسردی و حفظ آرامش بیشتری دارند.  اما واقعا نسخه قطعی تخفیف آلام و رنج های یک شخص مصیب دیده و دچار دشواری در زندگی صرفا امید داشتن و حفظ دلخوشی به نقاط مثبت زندگی است ؟

شاید هم هر کسی از هر مسلک و فرهنگی و تفکر فلسفی مطلوب خود، نگاه متفاوتی به این مسئله اساسی داشته باشد. شاید تا زمانی که بتوانیم نگاه خود را در این مسئله پیدا کنیم ، مواجه شدن با توصیه فیلسوفی به نام سنکا جالب توجه باشد.

آلن دوباتن در کتاب معروف خود تسلی بخش های فلسفه که به صورت مختصر به معرفی فلسفه کاربردی و زندگی اندیشمندان معروفی همچون سقراط ، مونتنی ، شوپنهاور، نیچه ،اپیکور پرداخته، در فصلی تحت عنوان  مواجهه با ناکامی به معرفی سنکا و عقاید او به نحو موجز اما شیوایی می پردازد.

شاید امید اساسی ترین ابزار و ترفند ما در مبارزه ما مصائب و دشواری ها باشد. با اینحال شاید شما هم گاهی از اینکه عده ای تلاش کنند که مجموع اوضاع و احوال را شیرین و لذت بخش و خیلی هم ساده نشان دهند مایوس و ناراضی باشید.

آخر چگونه می شود که به شخصی مصیبت زده و در مواجهه با دشواری صرفا بگویی نیمه پر لیوان را ببین.حقیقتا برای برخی از اذهان اصلا خودفریبی و دروغ، نسخه ای مناسب برای افزایش روحیه و بردباری نیست. شاید به همین دلیل بوده که سنکا نه در توجیه سراسر زیبا نشان دادن زندگی و نه سراسر تلخ نشان دادن آن و نه در طیفی از این دو قرار نگرفته است و حقیقتی محض را فریاد زده.

قبل از آنکه چند خطی از این فصل کتاب را بیاورم، مختصرا بگم که سنکا صرفا منادی پذیرش حقایق این عالم بود. اینکه واقعا دنیا و واقعیت به آن اندازه که ما می خواهیم مطابق امیال و خواسته های ما نیست.

گرچه شاید قلمرو ناکامی پهناور باشد ولی در هسته ناکامی ساختاری اساسی نهفته است :تضاد خواسته ای با واقعیتی معین.

تضادها از همان دوران نوزادی روشن می شوند.در آن دوران کشف می کنیم که منابع رضایت ما خارج از کنترل خودمان هستند و جهان با امیال ما مطابقتی ندارد.

و با وجود این به نظر سنکا ، اوج حکمت آن است که سرسختی و لجاجت جهان را با واکنش هایی مثل فوران خشم ، احساس بدبختی ، اضطراب ، ترشرویی ، خودبرحق بینی و بدگمانی بدتر نسازیم.

و دوباتن به خوبی در تبیین و گزارش آرا سنکا نشان می دهد که سنکا در صدد آن بود که حال که دنیا را خیال انطباق با خواسته ها ما ندارد و گاه از سر ستیزه در می آید، بهتر آن است که هوشیار باشیم که با خوش بینی بیش از حد و با محقق نشدن اهداف و میل خود ، خود را به بازی او نی اندازیم و عصبانی نشویم.

نگرش ما در این باره که چه چیزی به هنجار است اساسا تعیین کننده میزان واکنش ما به ناکامی است… شدیدترین عصبانیتهای ما ناشی از رویدادهایی هستند که درک ما از اصول هستی را نقض می کنند.

ما باید خود را با نقایص ناگزیر هستی سازگار کنیم…

عجب منطقی ساده و عجب خواسته ای بزرگ آقای سنکا.

به نظرم این کتاب می تواند آغاز خوبی برای مشتاق شدن به مطالعه کتاب باشد. پس آن را برای شروع خود یا هدیه به دیگران پیشنهاد می کنم.

 

 

 

دیدگاه ها

  1. آزاده

    این کتاب جز کتاب های دوست داشتنی من است،زمانی که می بینی فلاسفه بزرگ جهان هم با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کردند که نا خواسته ما را هم درگیر کرده آن هم شاید قرن ها بعد، تفکر ان ها چه بود ؟ چه کردند؟ مثل اینکه به مشورت با مشاورین بزرگ دنیا بروی ………

    1. نویسنده
      پست
      وحید نصیری

      واقعا کتاب خوبیه
      اخیرا کتاب دوباتن که یه جورایی تلخیص (( در جست و جوی زمان از دست رفته)) ی مارسل پروست بود رو هم ازش خوندم ولی اونقدر که توقع داشتم به نظرم خوب نبود. ( یعنی می تونست بهتر باشه)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *