پیرامون فواید وبلاگ خوانی : وبلاگ خوانی زمینه ای جدید برای نگریستن به دنیا از دریچه ای متفاوت، گسترش دانش و برخی چیزهای دیگر

پیرامون فواید وبلاگ خوانی : وبلاگ خوانی زمینه ای جدید برای نگریستن به دنیا از دریچه ای متفاوت، گسترش دانش و برخی چیزهای دیگر

Rate this post


 

 

 

قدیم الایام کسانی که شیفته علم و حکمت بودند و به چیزی فراتر از تجارب زندگی شخصی خود احتیاج داشتند تلاش می کردند که یا کسی را بیابند که در محضر او کسب فیض کنند و یا آنکه احتمالا هم بحث و همدرسی برای خود پیدا می کردند.

در این تلمذ یا گفت وگو ها که خود گاها سببی می شد برای نگارش کتب فلسفی ، اخلاقی و اندرزنامه و… ، طرفین بحث دانسته های خود را افزایش می دادند.در این مسیر حداقل برای شاگرد محرز بود که چیزهایی هست که نمی داند.

این سنت گرچه امروزه کمرنگ تر شده اما کماکان وجود دارد و البته تغییرات  مناسبی هم پیدا کرده است.اما تفاوتی که امروزه وجود دارد این است که حداقل در ایران مشخص است که دیگر مانند گذشته افراد شیفته خود علم و حکمت فی نفسه نیستند. چیز بدی هم نیست بهرحال علمی هم که بشود ازش نان درآورد خیلی کار شریفی است. اما مشکل اینجاست که امروزه با اتصال به این دنیای سریع ، عجیب و عظیم اطلاعات و به برکت موتورهای جست وجو انسان ها فاصله میان خودشان و علم و حکمت کوتاه می بینند.

همه دوست دارند از گوگل ، تلگرام …. اطلاعات خودشان به دست بیاورند و این هم خودش یک ویژگی مفید عصر دیجیتال است که اطلاعات ارزان و سریع فراهم باشد اما در بلند مدت اثری که دارد انفکاک انسان ها منشا اصلی تولید اطلاعات یعنی انسان ها می شود. به هرحال پای انسان ها در تولید اطلاعات گیر است.

هنگامی که گوگل و تلگرام و… علم آموز انسان ها بشوند دانش انسانها (‌ منظورم چیزی غیر  از مهارت ها وفنون است) صرفا تلاشی می شود برای رفع نیازهای فوری و نه به جان نشستن آنچه که خوانده می شود.

اما در سنت دیرین و امروزی دانش و حکمت آموزی و… انسانها با انسانها گفت و گو و تعامل دارند. هدفی جدی وجود دارد. نیت طرفین این مباحثه عمیق تر شدن است. اگر هر دو طرف منصف باشند و مستبد و خودرای نباشند منابع دانش و حکمت را هم میان خود به اشتراک می گذارند.

در این سنت طرفین مباحثه به یکدیگر از کتابها می گویند ، کتابها را نقد می کنند و به هم معرفی می کنند. اما چیزی که امروز یک جریان غالب در تولید اطلاعات در فضای مجازی حاکم است چیزی غیر از این است.

بنویسیم که بگویند چقدر می فهمد و بخوانیم برای آنکه بهرحال یه کاری کرده باشیم. در این فرآیند آن کس که محتوا تولید می کند دیگر به فکر این نیست که طرف مقابل چیزی بیاموزد و مخاطب فقط باید خواننده صرف باشد. در این فرآیند جریان سیال دانش و حکمت رایج نیست. کتابی معرفی نمی شود ، تشویق به مطالعه و… نمی شود.

اما در همین فضای مجازی می شود همان سنت قبلی را حفظ کرد، می شود عمیق تر شد اگر چه می گویند که در این عصر شاید انسانها کم عمق شوند اما می شود این گونه نبود.

صرفا کافی است دوستانی بیابید که در این فضای مجازی با یکدیگر شوق بیشتر فهمیدن را داشته باشند.

این فضای مجازی می تواند فضایی فراهم آورد که به ویژه در قالب سایت و وبلاگ ، نویسنده یا نویسندگان مطالب آنگونه نگاهی که به مسائل را دارند و تجارب ارزنده ای را که دارند به معرض دید مخاطب بگذارند.

دراین صورت مخاطب غیر متعصب می فهمد که می شود از این طریق فهمید که دیگران چه تجاربی دارند و به مسائل مختلف چگونه نگاهی دارند.

پس می شود با این شیوه زیر وبلاگ نویسی و به طورکلی فضای مجازی را کمی به مدد سنت قدیمی به سمت الگوی علم و حکمت آموزی نزدیک کرد :

۱. گفت و گو محور است و طرفین حوصله مطالب بلند خواندن و نوشتن را دارند.

۲. هدف ارتقای دانش ‌و آگاهی طرفین است.

۳. ظروف تولید علم اعم از کتاب و مقاله و یادداشت ها و… به اشتراک و در صورت لزوم  به نقد گذاشته می شوند.

۴.  هدف اولیه از خواندن و نوشتن مطالب گسترش تعداد افراد نیست بلکه عمیق تر شدن است و چه بسا به برکت این ویژگی به تدریج افراد علاقه مند و باحوصله هم افزایش پیدا کنند.

۵. خواننده گرچه صاحب سخن را بر سر ذوق می آرد اما صرفا به تولید لایک برای نویسنده نمی پردازد و خود او هم تشویق می شود برای نوشتن و خوانده شدن

۶.و…

واقعا می شود با خواندن وبلاگ هم بسیار چیزها فهمید و آموخت و کم عمق نشد.

قبلا فضای مبادله و تولید علم یا کتاب بود و یا در محافل علمی اما با آمدن رسانه های تصویری وصوتی این فضای کمی وسیع تر شد ولی تفاوتش این بود که رسانه های نوین ( رادیو و تلویزیون) اولا یک طرفه بود ثانیا موضوعات موردی بود و… اما فضای مجازی علی رغم تمام ایرادات و خوبی هایش که دیگران به استناد استدلال و آمار از آن گفته اند می تواند این فضای یک طرفه موردی را که هدف عمق بخشیدن به آگاهی را هم ندارد دگرگون کند.

با آمدن وبسایت و وبلاگ می شود از کتاب هایی خواند که هنوز نخوانده ای

می شود چیزهایی را بفهمی که قبلا نمی دانستی و به دنیا با عینکی دیگر نگاه کنی

می شود در وبلاگ و وبسایت هم نوشت و هم خواند و…

اگر محتوای مجازی نتواند شوق تو را برای فهمیدن چیزی که دانستنش فواید دائمی دارد ( منظور دانش های مختلف در حوزه های مختلف است و نه صرفا محتوای مجازی مفیدی که برای رفع نیازهای فوری مورد نیاز است. محتوای غیر مفید هم که تکلیفش مشخص است ) بیشتر کند و جرقه ای نشود برای پیگیری بیشتر ، خواندنش با نخواندش فرقی نمی کند. چرا که اینگونه مطالب قطعا به دلیل موردی بودن و متنوع بودن به حافظه بلند مدت منتقل نمی شود و ناخونک زدن به مطالب هم نه ما را عالم می کند و نه دانش آموزی فهیم ، صرفا کسی می شویم که عقده آن را دارد که با گفتن چند لغت بگوید من هم می دانم و دیگر قدرت گزارش ، تحلیل و نقد   نخواهیم داشت.

پس وبلاگ خوانی و وبلاگ نویسی در فضای مجازی می تواند مشروط به شرایطی باعث عمق هم بشود البته حواسمان باشد که سوال ما چیست و دغدغه خواندن هر کسی را نداشته باشیم. قطعا این به معنای بی بهره کردن خودمان از تجارب و نگاه های مفید دیگران نیست.

یاور مشیرفر عزیز چندی پیش مطلبی در خصوص آسیب شناسی مخاطب نوشت ، این یادداشت یاور احتمالا کاستی های نوشته حاضر را بهتر و بهتر برطرف کند.

لینک مطلب : برای که می نویسم ؟آسیب شناسی مخاطب وبلاگی

 

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *