۴ ویژگی لازم یک مشاور مناسب

تصویر چهار ويژگی مشاور مناسب

۴ ویژگی لازم یک مشاور مناسب

Rate this post


 

پیش نوشت :

مطلب زیر همچون سایر مطالب این سایت یک محور اصلی دارد و آن هم مبتنی بودن بر مدل ذهنی شخصی است و ای بسا این طرز تفکر به مرور اصلاح یا ثابت شود.

اینها را نوشتم که طبق معمول پیش از آنکه بخواهیم نکته ای را با دیگر به اشتراگ بگذارم جدی تر با خودم بی اندیشم.

به این فکر کنم که کجا مشورت هایی گرفتم که تصور می کنم نارضایتی فعلی من از مشورتهای غلط بوده و کجا به خطا خودم را نخود آشی کردم و به مشورت غلطی به دیگری دادم بی آنکه صلاحیت و شرایط لازم آن را داشته باشم

از حسن نیت و حسادت و هر آن خوب و بدی که نوشتم قطعا می توانید برای راحت برخورد کردن با این متن بپذیرید که خود من قطعا در اول صف دست و پنجه نرم کنندگان با این معضلات هستم.

 

مشورت همه چیز نیست ولی ضروری است

کافی است در حد دو رقمی شدن سن عمر کرده باشیم که درمورد ضرورت مشورت، شنیده و یا فکری کرده باشیم.

البته خواندن و شنیدن درباره مشورت یک چیز است و عمیقا به لزوم مشورت پی بردن مطلبی دیگر است. اصلا فرض و گام اول برای مشورت گرفتن حداقل پذیرفتن  نداشتن آگاهی یا آگاهی ناقص داشتن است.

همین مطلب به ظاهر ساده اما معضلی است وقتی می بینی آنقدر که باید موضوع مشورت گرفتن چندان در جامعه رایج نیست.

ما انسانها چندان خوشمان نمی آید که قبول کنیم آگاهی نداریم و آن را گویی یک نقص غیرقابل جبران و ناپسندی می دانیم و گذشته از اینها مشورت زمانی مفید خواهد بود که بخواهیم از مجموع توانایی شناختی ما عقل هم یک نقشی داشته باشد یا یک نظارت و مهاری بر احساس داشته باشد.

اگر به خوبی دقت کنیم ، غالبا ( نه همواره و برای همه کس ) تنها موضوعاتی که مردم بر آن جدا دغدغه درستی یا نادرستی تصمیم دارند ، خرید و فروش املاک ، خودرو ، جراح زیبایی ، انتخاب تعمیر کار وسایل و غیره است.

به بیان واضح تر کمتر می بینم که عموم جامعه برای ازدواج ، طلاق ، فرزندآوری ، مهاجرت ، انتخابات سیاسی ،انتخاب تحصیلی ( بله حتی انتخاب تجصیلی ) و چیزهایی از این دست که درستی یا نادرستی اش قابل اندازه گیری فوری و مستقیم با معیار سود و زیان مادی نیست ، اذعان به نداشتن آگاهی و لزوم مشورت کنند.

مشورت گرفتن چه چیزهایی نیست.

مطلب دیگر به ویژه برای نوجوان ها و جوانان است. شکی نیست که پس از خانواده و شاید مقدم بر خانواده دوستان صمیمی هر کسی بر او بیشترین تاثیر را دارند.طبعا دوستان هر کسی تاثیری جدی بر تصمیمات مهم هر فرد در هر برهه از زمانی دارند.

مثلا تاثیر دوستان در دوران انتخاب رشته دبیرستان ، دانشگاه ،ازدواج، و… را در نظر بگیرید پس از تاثیر عامل علاقه و احتمالات دیگر در تصمیم هر کسی در این موارد ، دیدگاهی که دوستانمان به ما منتقل می کنند بسیار مهم است.

حال گذشته از لزوم مشورت و پذیرش ناقصی آگاهی مان ، لازم است که ببینیم از دیگران تاثیر می پذیریم یا مشورت می گیریم ؟

البته بدون تردید تاثیرپذیرفتن از دیگران در مواردی می تواند برای ما نتایج خوبی به دنبال داشته باشد.

اما تاثیرپذیرفتن نباید به مکانیسم القا هم مسئله هم هدف و هر چیز دیگری شود و ما را از حالت موجود کنشگر طالب اصالت به انفعالی غیر اصیل تبدیل کند.

۴ ویژگی لازم و نه کافی برای مناسب بودن یک مشاور

مشاور ما خواه دوست ، همکار ، خانواده و خواه یک فرد متخصص تحت عنوان روانشناس ، وکیل ، پزشک ، مشاور مالی ، مشاور تحصیلی و غیره باشد. برای اینکه به ما را به نیت مان از مشورت گرفتن برساند  به نظرم لازم است چند ویژگی داشته باشد .

آن چهار ویژگی عبارت اند از :

  • آگاهی و اطلاعات 
  • تجربه
  • مرتبط بودن
  • حسن نیت

آگاهی :

در هر تصمیمی از زندگی عموم جامعه که نظر بی اندازیم از جزیی ترین تصمیمات تا جدی ترین تصمیمات گاهی چنان از سخنان دیگران تاثیر گرفته می شود که یک لحظه هم به صحت  و سقم اطلاعات آن دیگری توجهی نمی شود پس چنانچه دوست شما در مورد گذشته و آینده یک رشته تحصیلی با شما سخن می گوید به طریقی مطمئن شوید که گفته های او برخاسته از اطلاعات و آگاهی است و این آگاهی باید جامع و یا نسبتا جامع باشد.

تجربه : 

اگر قرار باشد به مسیری قدم بگذارید که به درستی یا غلطی آن شک دارید ترجیح می دهید از کسی که پیش از شما همان مسیر را رفته و درستی یا نادرستی تصمیم خود مطلع است مشورت بگیرید یا کسی که همچون شما در آغاز مسیر است و هنوز خود سردرگم و جاهل است ؟

آیا ترجیح می دهید از کسی که مهاجرت کرده و در خارج از کشور اقامت دارد و یا مهاجرت کرده و بازگشته به وطن از درستی یا نادرستی مهاجرت مشورت بگیرید یا از دوست و همکارتان که هنوز مثل شما سردرگم است و نهایتا در حال تهیه مدارک اعزام است ؟

همین نکته را به هزاران تصمیم دیگر تطبیق دهید.

داشتن دانش یا تجربه مرتبط  :

بدیهی است که هیچ انسانی مرض دندان درد خود را از ماست فروش و تراشکار و مهندس و… چاره نمی جوید و به دندان پزشک مراجعه می کند خوب اگر این مطلب بدیهی است چگونه ترجیج می دهیم در مورد مزایا یا معایب سکونت در یک محله از کسی مشورت بگیریم که صرفا بر اساس شنیده های خود قضاوت می کند ؟

چگونه ممکن است تردید داشته باشیم که شغل آینده خود را وکالت ، مهندسی ،  برنامه نویسی ، پزشکی ، حسابداری ، مدیریت مالی و… قرار دهیم بی آنکه حداقل از یک شخصی که مشغول این مشاغل است اطلاعاتی در باره دشواری ها و آسانی ها ، پستی ها و بلندی ها و رضایت یا عدم رضایت ، میزان در آمد و… کسب کرده باشیم ؟

حسن نیت :

بیاید منصفانه و صادقانه برخورد کنیم ما انسان ها پا به دنیایی گذاشته ایم که تنها یک بار فرصت زیستن در آن را داریم  و هر یک به نوعی نیاز داریم ، ترس داریم ، خواسته داریم ، نقایصی داریم ، با نابرابری مواجهیم و از آن طرف زور می زنیم که بگوییم اصلا حسادت چه جور حسی هست ؟

شاید این بحث حسادت و غبطه و … هزاران احساس و تصور ظاهرا ناخوشایند دیگر را بتوان در زیر مفهوم سایه یونگی بهتر بشناسیم. پس بهتر است راحت بگویم که ما انسان هستیم و البته معصوم هم نیستیم و عیبی هم ندارد هنر ما باید آن باشد که صادقانه سایه های مان که طبیعتا چیزی مثل حسادت هم در درونش قرار می گیرد را بپذیریم اما تا می توانیم مهارش را به دست خود بگیریم.

از حسادت زیر بحث حسن نیت گفتم چرا که احتمالا حسن نیت زمانی وجود ندارد که ما چیزی را برای دیگری زیادی اش بدانیم ، و به غلط تصور کنیم که حیات و ممات و رضایت و عدم رضایت ما در زندگی منوط به این نیست که کسی به بهترین و مطلوب ترین شکل ممکن به خواسته اش برسد.

البته که زمانی که امکان تضاد مناقع وجود داشته باشد ، احتمال عدم حسن نیت هم وجود خواهد داشت طبعا در چنین مواردی هیچ عاقلی صلاح تصمیم اش را بر عهده کسی نمی گذارد که اتفاقا در همان تصمیم با او دچار تضاد منافع است.

ولی در همه موارد وجود یا عدم وجود حسن نیت در موارد وجود تضاد منافع نیست و همانطور که گفتم ما گاه با تصور اشتباه برای خود تضاد منافع ایجاد می کنیم.

البته که امیدواریم و خوشا به حال کسی که دور و برش را انسانهای پاک دل و پاک دست پر کرده باشند و اصل را باید بر حسن نیت بگذاریم اما هنگام مشورت به ویژه در مشورتهای غیر تخصصی به حسن نیت مشاور دقت داشته باشیم.

ما تنها یکبار فرصت زندگی داریم و برای بهتر کردن این زندگی نباید با خام اندیشی با طناب کسی به چاه برویم که در ظاهر خیرخواه ماست و در باطن جور دیگر

نکته آخر اینکه تصمیم گیری مان را اگر بخواهیم بر اساس عقل پیش ببریم یک سری لوازم دارد و اگر بخواهیم حاکم تصمیمان احساس باشدگویا چیز دیگری  لازم نیست جز ندای درونی مان. اما نه عقل همیشه قدرت شناخت کامل و بی نقص دارد چرا که محدودیت دارد و دچار سوگیری و خظای شناختی است و نه هرگونه میل و احساسی ارزش تکیه کردن چرا که احساس و شهود هم با آرزواندیشی و ساده دلی فرق دارد.

در آخر از شمادر خواست دارم که اگر مایل بودید نظر و تجربه خود را درباره این مطلب و چهار ویژگی مذکور و به علاوه دیگر شرایط لازم در کسب مشورت با من هم در میان بگذارید.

یک توصیه : در باره تصمیم گیری ، مطالب متمم را سرآغاز قرار دهید. برای تصمیم های بعدی حواسمان بیشتر جمع می شود که داریم با چه مکانیسیمی تصمیم می گیریم.

 

پی نوشت :

باز هم تاکید می کنم که اگر حوصله کردید و این متن را تا به آخر خواندید صرفا در مکتوبه ی ِ با خود اندیشی من شریک شدید و این حرفها مبتنی بر هیچ گونه ادعایی از سوی من نیستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه ها

  1. Pingback: اشتباه نکنید، همه تخم مرغ هایتان را در سبد مدرسه و دانشگاه نچینید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *